ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
967
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
كشتگانى از مشركان قريش قرار داشتند و آنگاه پيامبر يكايك آنان را بنام آواز كرد . عمر گفت : اى رسول خدا . آيا با اين لاشهها سخن ميگويى ؟ پيامبر ( ص ) گفت : « سوگند به آنكه جان من در دست اوست شما گفتار مرا بهتر از آنان نمى - شنويد . » و خلاصه در روز رستاخيز كه برانگيخته مىشوند به گوش و ديدگان خود همچنان كه در زندگانى اين جهان احساس مىكردند ، ناز و نعمت بهشت و عذاب دوزخ را بر حسب مراتبى كه دارد در مىيابند . و فرشتگان و پروردگار خويش را مىبينند چنان كه در صحيح آمده است : شما پروردگار خود را در روز رستاخيز مانند ماه در شب بدر مىبينيد چنان كه هيچكس از حق ديدن او محروم نمىشود . و اين مشاعر را در زندگانى دنيا هم بدين كمال نداشتند و مانند مشاعر اين جهان حسى است و بكمك اعضا چنان كه ياد كرديم از راه دانشى ضرورى كه خدا آن را مىآفريند انجام مىيابد و راز آن اين است كه بدانيم نفس انسانى بسبب بدن و مدارك آن ايجاد مىشود و بنابر اين هر گاه به علت خواب يا مرگ يا رسيدن پيامبرى در حالت وحى از مرحلهء مشاعر بشرى بمرحلهء مشاعر فرشتگى ، بدن از نفس جدا شود آن وقت نفس مشاعر بشرى را كه همراه آن بوده است مجرد از اعضا با خود مىبرد و در آن مرحله بسبب آنها هر گونه ادراكى كه بخواهد حاصل مىكند چنان كه ادراك نفس در اين حالت برتر از ادراكى خواهد بود كه در جسد درمىيافت . گفتار اخير از غزالى ( رح ) است و هم مىافزايد كه : « نفس انسانى صورتى است كه پس از جدائى براى آن دو چشم و دو گوش و ديگر اعضاى ادراك بمنزلهء نمونهها و صورتهائى باقى ميماند » . و من ميگويم : غزالى با اين گفتار به ملكاتى اشاره مىكند كه از به كار بردن اين اعضا در بدن علاوه بر ادراك حاصل مىشود . و هر گاه كليهء اين نكات را نيك دريابى آگاه خواهى شد كه مشاعر مزبور در همهء مراحل چهارگانه وجود دارد ، ولى نه بدانسان كه در زندگانى اين جهان بود ، بلكه از لحاظ قوت و ضعف بر حسب احوالى